على محمدى خراسانى
426
شرح مكاسب (فارسى)
مفهوم وصف ، مىگوئيم : هروصفى كه داراى مفهوم نيست ، خصوص اوصافى كه وصف غالبى نبوده و بيانگر حال غالب افراد نباشند . و خلاصه اينكه : قيد توضيحى نباشند بلكه احترازى باشند اينها مفهوم دارند ، ولى اوصافى كه وارد در مورد غالب باشند و صرفا بيانگر آنست كه : غالب افراد يك ماهيّت داراى فلان خصوصيت هستند و نادرى آن را ندارند ، چنين وصفى مفهوم ندارد ، و بدان معنا نيست كه حكم هم در انحصار همين فرد غالب باشد ، مثلا آيه مىفرمايد : وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ « 1 » يعنى يكى از محرمات ربيبهها و دختران همسران شمايند آن هم ربائبى كه در دامان شما بزرگ مىشوند ، ولى اين بدان معنى نيست كه : پس دختران همسرانى كه از قبل كبيره و بزرگ بوده و در دامان مرد جديد تربيت نشدهاند حرام نيستند ، چرا آنها نيز حرام هستند ولى تقييد به اللّاتى فى حجوركم براى اينست كه غالبا ربائب صغيرند و در دامان مرد جديد پرورش مىيابند ، و گرنه تقييد مذكور نقش ديگرى ندارد . حال ما نحن فيه از اين قبيل است يعنى وصف عن تراض وصف غالبى است و بيانگر آنست كه : غالبا خود مالكين تجارت مىكنند و غالبا هم از آغاز با ميل و رغبت و طيب نفس تجارت مىكنند و لذا تجارتشان از تراضى سرچشمه مىگيرد ، ولى گاهى هم ممكن است اين طيب نفس از اوّل نباشد و بعدا بيايد امّا حكم به حليّت و جواز اكل مخصوص مورد وصف نيست ، و تعميم دارد . : قوله : و دعوى : اگر كسى مدّعى شود كه : قيد مذكور صرفا قيد توضيحى نيست بلكه احترازى است و آمده براى احتراز از تجارتى كه فاقد وصف مذكور است ، بويژه اينكه : اصل در قيود هم احترازيّت است ، و وقتى اين مسجّل شد مفهوم هم
--> ( 1 ) سورهء نساء آيهء 23 .